محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

166

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

عبد الرحمان بن المنصور را با تكريم تمام به خاك سپردند و فرزندش عبد العزيز و پسر عمش را كه هردو خردسال بودند تحت رعايت خويش قرار داد . آن دو مدتى اندك در سايهء حمايت او زيستند تا خلع شد و محمد بن هشام خلافت بازپس گرفت . در اين هنگام آن دو كودك از قرطبه خارج شدند . « 1 » و ما نمىدانيم كه خيران در انتخاب عبد العزيز به رياست چه نقشى بازى كرده است . آيا از ياران او بود يا از دشمنانش ؟ زيرا هنوز اندك‌زمانى نگذشته بود كه خيران را با عبد العزيز خلاف افتاد و بر ضد او خروج كرد و از المريه به مرسيه رفت و در آنجا به رياست محمد بن عبد الملك بن المنصور كه پسر عم عبد العزيز بود بيعت كرد . محمد بن عبد الملك از قرطبه بيرون رفته و به او پناه برده بود . خيران او را مقدم داشت و با او به مرسيه آمد . در همان هنگام مردم شاطبه بر عبد العزيز بشوريدند و او در نهان از آنجا به بلنسيه رفت . محمد بن عبد الملك ، المؤتمن لقب يافت ، سپس المعتصم . آنگاه خيران با او دل بد كرد و از مرسيه اخراجش نمود و غلامان بر اموال او مستولى شدند . محمد به غرب اندلس رفت و تا هنگام مرگ در آنجا بود . « 2 » بنابراين خيران در ايامى كه در شرق اندلس فرمان مىراند ، همواره با غلامان عامرى همدست و همرأى نبود . بويژه با مجاهد العامرى صاحب دانيه در كشمكش بود و گاه ميانشان كار به جنگ مىكشيد . * اكنون ببينيم كار خيران در المريه به كجا كشيد ؛ مردى كه از آغاز فتنه و آشوب اندلس در كشاكش امواج آن بود و به سبب قوت عزم و اقدام كه در آن زعيم صقلابى مشهود بود ، اميدها به او مىرفت . خيران در المريه استقرار يافت و در شهرها و نواحى آن بسط قدرت داد . امارت المريه در آن روزگار شامل منطقه‌اى بود از ساحل جنوب شرقى اسپانيا كه به صورت مثلث بزرگى به ناحيهء غربى تا وادى آش و حدود مملكت غرناطه امتداد

--> ( 1 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 103 . ( 2 ) . در اين حوادث رجوع كنيد به ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 210 و 211 . ابن خلدون : العبر ، ج 4 / ص 162 . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 164 . همچنين : . 89 - 69 . p , ) 5091 , azogaraZ ( anamlusuM aicruM ed airotsiH : orimeR y rapsaG